اثر علاقه به امام هشتم (علیه السلام)

یک روایتی است که حسن بن جهم از اصحاب امام هشتم علیه السلام نقل می کند و می گوید « سَأَلْتُ الرِّضَا علیه السلام فَقُلْتُ لَهُ: جُعِلْتُ فِدَاکَ أَشْتَهِی أَنْ أَعْلَمَ کَیْفَ أَنَا عِنْدَکَ ؟ » چطور شد حالا این درذهنش آمد من نمی دانم. خلاصه دوست دارم می خواهم بدانم به اینکه ما پیش شما چه جایگاهی داریم؟ خوب به روایت دقّت کن. «فَقَالَ انْظُرْ کَیْفَ أَنَا عِنْدَکَ» چقدر زیباست این. گفت دقّت کن ببین من در دل تو چه جایگاهی دارم. همان گونه که من در دل تو جایگاه دارم تو هم در دل من جایگاه داری. این تقابل است. در باب رضا عرض کردم و روایاتش را بعد می خوانم. در مباحث  اگر می خواهی ببینی که خدا از تو راضی است یا نه، ببین تو چقدر از خدا راضی هستی. هر چقدر از خدا راضی هستی خدا هم از تو راضی است. این خیلی روشن است.  به هر مقدار تو از خدا راضی هستی خدا از تو راضی است. اینجا هم امام هشتم فرمودند: «أنظر» به اینکه ببین من در دل تو چه مقدار جایگاه دارم. به هر مقدار که تو نسبت به من علاقه مند هستی جایگاه دارم در دل تو، تو هم در دل من جا داری. من امروز یک روایتی می خواندم خودم منقلب شدم به این معنا؛ چون یک چیزی بود درونی و قابل انکار نیست. خودم تنها نشسته بودم نگاه می کردم . گفتم یا امام هشتم علیه السلام تو میدانی در دل من جا داری خدا را شاهد می گیرم خیلی در دلم جا داری و من طبق این روایت که خودت به حسن بن جهم فرمودی. پس معلوم می شود من هم در دلت جا دارم إن شاء الله و از همین جایگاه استفاده می کنم؛ از همین جایگاه و از همین پایگاه که اتّکاء من هم به همین است. این دیگر قابل انکار نیست. ما هر کداممان خودمان را خوب می فهمیم که چه مقدار به امام هشتم صلوات الله علیه علاقه مند هستیم. بله، من خودم این طور هستم وقتی که  نزدیک مشهد می رسم بی اختیار دلم تکان می خورد. البته آن معرفت کذائیه را من ندارم؛  قبول دارم این را؛ امّا آن علاقه را دارم. بعید می دانم که کسی از علاقه مندان اهل بیت علیهم السلام و خصوصاً در این منطقه ما ایران که این جایگاه خاص نسبت به امام هشتم علیه السلام در دل خود را، نداشته باشد. «صلّ الله علیک یا أباالحسن یا علی بن موسی الرّضا»

عَنِ الْحَسَنِ بْنِ الْجَهْمِ قَالَ: سَأَلْتُ الرِّضَا ع فَقُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ‏ فِدَاکَ‏ مَا حَدُّ التَّوَکُّلِ‏ فَقَالَ لِی أَنْ لَا تَخَافَ مَعَ اللَّهِ أَحَداً قَالَ قُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاکَ فَمَا حَدُّ التَّوَاضُعِ فَقَالَ أَنْ تُعْطِیَ النَّاسَ مِنْ نَفْسِکَ مَا تُحِبُّ أَنْ یُعْطُوکَ مِثْلَهُ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاکَ أَشْتَهِی أَنْ أَعْلَمَ کَیْفَ أَنَا عِنْدَکَ فَقَالَ انْظُرْ کَیْفَ أَنَا عِنْدَکَ.

وسایل الشیعه جلد 15 صفحه 274 بحارلانوار جلد 72 صفحه 118

تاریخ 1377/12/19جلسه اول بحث رضا

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

2 × یک =