ظهور و بروز کافر بودن یزید

یزید دین حقّه محمدیه را بازی سیاسی می‌دانست

بعداً این قیام برای همه روشن شد که این‏ها دین ندارند. حضرت سکینه(س) بعد از اینکه به اسارت می‌‏رود و آن صحنه‌‏ها را در شام می‏‌بیند، می‏‌گوید: «مَا رَأَیْتُ أَقْسَى قَلْباً مِنْ یَزِیدَ»؛ به‏ خدا قسم! من سنگدل‏‌تر از یزید ندیدم، «وَ لَا رَأَیْتُ کَافِراً وَ لَا مُشْرِکاً شَرّاً مِنْهُ»؛ و هیچ کافر و مشرکی بدتر از او ندیدم. بعد می‏‌گوید: «وَ أَقْبَلَ یَقُولُ وَ یَنْظُرُ إِلَى الرَّأْسِ»؛ من یک‏‌وقت دیدم او به‌‏سراغ سر پدر من رفت و شروع کرد به خواندن این اشعار:

«لَعِبَت هاشِم بِالمُلکِ فَلا خَبَرٌ جاءَ وَ لا وَحیٌ نَزَلَ»

می‌دانید این‏ها یعنی چه؟ یعنی پیغمبراکرم(ص) که آمد، یک بازی سیاسی کرد تا سلطنت و حکومت را به ‏دست آورد. اصلاً وحی و نبوّتی در کار نبوده است…! آیا این کفر نیست؟! این خبر در تمام مقاتل و بسیاری از کتب تاریخی ذکر شده است. یزید این حرف را در خلوت نگفت؛ بلکه در جلسۀ آراسته و در حضور بسیاری از میهمانان رسمی خود زد. قبلاً هم این تعبیر را کرده‏ام که یزید خیلی باصفا بود؛ یعنی هرچه را در دل داشت بیرون می‏‌ریخت و هیچ إبایی هم نداشت که دیگران می‏فهمند. صفای یزید مشتش را زود باز کرد! مثل بقیه نبود که کفرش را با هزار حیله پنهان کند و حرف‏‌های دلش را بیرون نریزد. خطر آن افراد، خیلی بیشتر است.

مرحوم‏ طبرسی (ره) در احتجاج می‏‌نویسد: «فَقَامَتْ اِلَیْهِ زَیْنَبُ(س) بِنْتُ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبْ(ع)». وقتی یزید شروع کرد این‏ها را گفتن، حضرت‏ زینب(س) بلند شد و آن خطبۀ معروف را خواند. اوّل فرمود: «الْحَمْدُ لِلهِ رَبِّ الْعالَمِینْ». بعد صلوات فرستاد و شروع کرد به گفتن این جملات که: «صَدَقَ اللهُ سُبْحَانَهُ کَذَلِکَ یَقُولُ: (ثُمَّ کاٰنَ عاٰقِبهَ الَّذٖینَ اَسآٰءوا السوای اَنْ کَذبوا بِاٰیاٰتِ اللّٰهِ وَکاٰںوا بِهاٰ یَسْتهرءونَ)»؛ خدا راست گفت که فرمود: عاقبت بدکاران، تکذیب آیات الهی و کفر است. از همان اوّل خطبه، سخن از کفر یزید بود. بعد وسط های خطبه دوباره فرمود: «فَمَهْلًا مَهْلًا لَا تَطِشْ جَهْلًا أَنَسِیتَ قَوْلَ اللهِ عَزَّوَجَلَّ»؛ صبر کن! آیا این آیه را فراموش کرده‌‏ای که فرمود: (وَ لایَحْسَبَنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا أَنَّما نُمْلِی لَهُم خَیْرٌ لِأَنْفُسِهِم إِنَّما نُمْلِی لَهُم لِیَزْدادُوا إِثْماً وَ لَهُم عَذابٌ مُهِین)؛ این آیه هم دربارۀ کفّار است. حضرت(س) خیلی مستقیم دارد به او می‌‏گوید: تو کافری! خیال نکن اینکه خدا به تو مهلت داده، به نفع تو است ای کافر! خدا به تو مهلت داده تا گناهانت را زیاد کنی و بعد به سختی عذابت کند.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.