تواضع کبر آمیز

یک تذکّر بدهم؛ محقق نراقی(ره) این تذکّر را می دهد. گاهی انسان خودش هم از یک سنخ مسائلی غفلت می کند. انسان وارد مجلسی می شود. دلش می خواهد آن بالا بالا ها برود، ولی وقتی می بیند جایش آن بالا بالا ها نیست، یک دفعه می رود کنار کفش کَن می نشیند! او خیال نکند که آدم خوبی است؛ نه. او خبیث تر از آن است که می رود بالا بالا ها می نشیند. چون در بالاها راهم ندادند، سر جای خود نمی نشینم و می روم پایین تر می نشینم. این، از آن بیماری های کبر است؛ بله درجۀ بالا هم دارد. کید نفسانی انسان خیلی زیاد است. این نفس، این شیطانِ داخلی انسان کید ها دارد. نمی خواهد کنار کفش ها بنشینی؛ بیا برو یک جایی دیگر بنشین. گاهی هم کبر به این صورت در عمل جلوه می کند که انسان خیال کند کارش تواضع است و حال اینکه کار او تواضع نیست؛ بنابراین اگر انسان بخواهد خود را نسبت به این بیماری زشت روانی علاج و مداوا کند، از نظر نشستن و جایگاهش مراقبت کند.

1 نظر
  1. اشرف حیدری می گوید

    سلام خدا بهترینهای بهشت را به شما عنایت کند که یاد وآثار گرانبهای آن مرد الهی ونفس ملکوتی را حفظ می کنید.
    شبهای قدر را باصدای نشسته در جانم با استاد حاج آقا مجتبی طی میکنم ومی سوزم که ماهستیم ولی بدون نفس ایشان.
    روحشان شاد.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

چهارده − 8 =