...إِنَّ حَدِيثَنٰا یُحْیِی الْقُلُوبَ...

... درخواست بندۀ مؤمن فقیر از خداوند ...

عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَلِیه السَّلامُ  قَالَ: إِنَّ‏ الْعَبْدَ الْمُؤْمِنَ‏ الْفَقِيرَ لَيَقُولُ يَا رَبِّ ارْزُقْنِي حَتَّى أَفْعَلَ كَذَا وَ كَذَا مِنَ الْبِرِّ وَ وُجُوهِ الْخَيْرِ فَإِذَا عَلِمَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ ذَلِكَ مِنْهُ بِصِدْقِ نِيَّةٍ كَتَبَ اللَّهُ لَهُ مِنَ الْأَجْرِ مِثْلَ مَا يَكْتُبُ لَهُ لَوْ عَمِلَهُ إِنَّ اللَّهَ وَاسِعٌ كَرِيمٌ

بندۀ مؤمن که فقیر تهیدست است، به خداوند عرض می کند واز او درخواست می کند: پروردگارا! به من مال و روزی بده که فلان کار از اعمال نیک و کارهای خیر را انجام بدهم. هرگاه خداوند عزّوجلّ ببیند که او در نیت و سخن خود صادق و راستگو است، برای او پاداش آن کارهای خیر را می نویسد؛ چرا که خداوند وسعت دهنده و دارای کرم بی نهایت است.

امام صادق (ع)

اَعُوذُ بِالله مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیمِ

بِسمِ الله الرَّحمنِ الرَّحیمِ

روایت از امام صادق صلوات الله علیه، منقول است که حضرت فرمودند: بندۀ مؤمن تهیدستی عرض می‌کند به خداوند «اِنَّ العَبدَ المُؤمِنَ الفَقیرَ لَیَقُولُ یا رَبِّ» به خداوند عرض می کند، به پروردگارش «ارزُقني» روزی بفرما به من. چرا؟ برای این که من کار خیر انجام بدهم؛ حالا چیزهایی که در ذهنش هست، چون دارد: «مِنَ البِرِّ وَ وُجُوهِ الخَیرِ حَتّی اَفعَلَ» در روایت دارد ،«اُرزُقني حَتّی اَفعَلَ» چی؟ «کَذا وَ کَذا» فلان کار و فلان کار را بکنم. «مِنَ البِرِّ وَ وُجُوهِ الخَیرِ» بسیار خب، حرفی را می زند به خدا.

حضرت فرمودند: «فَعَلِمَ للهُ عَزَّوَجَلَّ ذلِکَ مِنهُ بِنیَّةِ الِّصِدقِ(صادقَ)» خدا نگاه می کند به دلش را، می بیند که این راست می گوید، می خواهد برای خاطر خدا، کارها را بکند. این را خوب دقت کنید. «فَعَلِمَ للهُ عَزَّوَجَلَّ ذلِکَ مِنهُ بِصِدقِ الِّنیَّةِ» خب، وقتی خدا این را دانست، دید که در دلش واقعا راست می گوید، دروغ نمی گوید؛ برای خاطر خدا می خواهد کار کند. دارد: «فَکَتَبَ اللهُ لَهُ» که چی؟ اجر چی؟ « مِثلَ الاَجرِ مَن  لَو عَمِلَهُ ِبهُ» اگر این کار را برای خدا می کرد؛ چه مقدار برایش ثواب، خداوند، اجر می نوشت، به همان مقدار برایش می نویسد.

«فَکَتَبَ اللهُ لَهُ مِثلَ الاَجرِ» چی؟ «ما یَکتُبُ لَهُ لَو عَمِلَ بهِ» شد؟! بعد هم فرمود: «اِنَّ الله َ واسِعٌ کَریمٌ» خداوند، خدمتتان عرض شود که از آن مقوله ای است که وسعت دارد دیدگاهش و کرم و به اصطلاح ما، بخشش خیلی زیاد است.

حالا به دو، سه تا چیز اشاره بکنم که در این روایت است. مطلب اول: و او این است به این که خود نیت، خودش عمل است، آن وقت بالاتر از آن، ارزش عمل ظاهری به این عمل باطنی است. اصلا ارزش این عمل به آن است. اگر چیزی خداوند عنایت بکند در ربط با اعمال بیرونی ما، این مربوط  می شود به آن عمل درونی ما. خدا ظاهر ما را نگاه نمی کند، خدا باطن ما رانسبت به اعمال نگاه می کند.  فهمیدی؟!

در روایت هم دارد: «اِنَّ الله تعالی یَنظِرُوا الی قُلُوبِکُم»2 توجه می کنید. او به دل هایتان نگاه می کند و ارزش به اوست، او برتر است، آن که در درون می گذرد از آن چه را که آدم بیرونی انجام می دهد. اگر او؛ یعنی نیت درونی صادقانه و خالصانه برای خدا بود، بله، پاداش هم

هست. ارزش هم مال اوست، عنایت می کند. ما داریم در روایات از پیغمبر اکرم است: «نِّیَةُ المُؤمِنِ خَیرٌمِن عَمَلِهِ»3 فهمیدی؟! اگر دقت کنی آن نیتش ارزشمندتر است؛ بلکه من بالاتر می خواهم بگویم.

یک روایت دیگر از امام صادق صلوات الله علیه، داریم که حضرت فرمودند: «وَ النِّیَةُ اَفضَلُ مِنَ العَمَلِ» نیت افضل از عمل است. بعدش فرمودند: «اَلا وَ اِن النِیِّةَ هِیَ العَمَلُ»4 توجه کنید. و این است که اصلا، اصلِ کاری نیت است، اصلا عمل خودش نیت است. حالا نمی خواهم بیشتر بگویم، یعنی اعمال فانی در نیّات هستند و اعمال استقلال ندارند. می فهمی چه می خواهم بگویم؟! عمل در نیت فانی است.فهمیدی؟! هیچ است، عمده آن است. گوش می کنید؟ خدا به گفتار و کردار و نوشتار ما نگاه نمی کند، توجه کنید. آنی که در دلت گذشته، برای رضای خدا این را گفته ای، نوشته ای،کرده ای یا برای رضای مخلوق، جلب نظر خدا بود یا جلب نظر مخلوق بود. فهمیدی چه می خواهم بگویم؟ کدام بود؟ مدح و ستایش الهی بود یا چی؟ مردمی بود. توجه می کنید چه می خواهم بگویم. برای چه بود. رسیدید شما به عرض من؟! روی آن دور می زند. لذا خیلی هم سفارش کردند که انسان باید دنبال این برود به این که درونش را اصطلاح بکند. می فهمی چه می خواهم بگویم؟! تخلیص درون از شرک. می فهمی؟! که کارهایی که می کند آدم، شد! حجمش مهم نیست پیش خدا، اصلا و ابدا. کیفیت عمل مهم است و آن هم نیت است. در این جا امام صادق صلوات الله علیه، «لاعلِمَ الله ذلِکَ مِنهُ بِصِدقِ الِّنیَّةِ» همین که دانست، نگاه کرد دید، دارد راست می گوید، برای خدا می خواهد کار کند، شد؟! نه برای شهرت و… حالا هرچه، چه بسا در دلش گذشته بوده یک کارهای بزرگ برای خدا بکند، همین اجر را به او می دهد. چه بسا کسی آن کار بزرگ را کرده اما کف دستش تف هم نمی اندازند. راحت گفتم.فهمیدی چه می خواهم بگویم؟! چرا؟ برای خدا که نبود. صدق نیت نبود. «لَو لاعلِمَ الله ذلِکَ مِنهُ بِصِدقِ الِّنیَّةِ فَکَتَبَ اللهُ لَهُ» چی؟ مثل چی؟ اَجر چی؟ چیزی که خودش اگر عمل می کرد به آن، عین همان را به او می دهد، مثلش را به او می دهد. لذا انسان باید در اعمالش که این ها شکل ظاهری خیر دارند، مقید باشد از نظر درونی، چی؟! نیتش هم همسو باشد با عملش.

سند حدیث: اصول کافی، ج 2، ص 85 – وسائل الشیعه، ج1، ص49 – بحارالانوار، ج67، ص199
مستندات:
اشتراک گذاری در facebook
فیسبوک
اشتراک گذاری در google
گوگل+
اشتراک گذاری در twitter
توئیتر
اشتراک گذاری در linkedin
لینکداین
اشتراک گذاری در whatsapp
واتساپ
اشتراک گذاری در telegram
تلگرام
اشتراک گذاری در email
ایمیل
اشتراک گذاری در print
چاپ
اشتراک
ایمیل برای
guest
0 نظر
بازخوردهای درون متنی
مشاهده همه دیدگاه‌ها
0
نظری دارید؟ لطفاً آن را ثبت کنید.x