...إِنَّ حَدِيثَنٰا یُحْیِی الْقُلُوبَ...

... هشت طلبکار انسان ...

قِيلَ لِعَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ عَلَیهماِ السَّلامُ كَيْفَ أَصْبَحْتَ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ

قَالَ أَصْبَحْتُ‏ مَطْلُوباً بِثَمَانِ‏ خِصَالٍ‏:

اللَّهُ تَعَالَى يَطْلُبُنِي بِالْفَرَائِضِ وَ النَّبِيُّ (ص) بِالسُّنَّةِ وَ الْعِيَالُ بِالْقُوتِ وَ النَّفْسُ بِالشَّهْوَةِ وَ الشَّيْطَانُ بِالْمَعْصِيَةِ وَ الْحَافِظَانِ بِصِدْقِ الْعَمَلِ وَ مَ لَكُ الْمَوْتِ بِالرُّوحِ وَ الْقَبْرُ بِالْجَسَدِ فَأَنَا بَيْنَ هَذِهِ الْخِصَالِ مَطْلُوبٌ

ای پسر رسول خدا! شب را چه گونه صبح کردید؟

امام سجاد علیه السلام فرمودند: در حالی هستم که هشت چیز از من درخواست شده است:

1- خداوند متعال احکامی را که واجب است، از من می خواهد.

2- پیامبر خدا صلی الله علیه و اله وسلم، احکام نبوی یعنی سنت را می خواهد.

3- عیال و خانواده و نان خورهایم، از من خرجی و معاش می خواهند.

4- نفس هم از من خواسته های شهوانی خود را می خواهد.

5- شیطان از من معصیت و گناه و مرزشکنی احکام الهی و سنن نبوی را می خواهد.

6- دو ملک رقیب و عتید از من درستی عمل را می خواهند.

7- حضرت عزرائیل علیه السلام جان مرا را می خواهد.

8- قبر و نشئه برزخ، جسد و قالب مثالی مرا می خواهد.

امام سجاد (ع)

اَعُوذُ بِالله مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیمِ

بِسمِ الله الرَّحمنِ الرَّحیمِ

روایت از زین العابدین صلوات الله علیه، منقول است. به ذهنم می آید قبلا من این روایت را خوانده باشم. این متداول بوده که خدمت حضرات ائمه علیه اسلام، می رسیدند، احوال پرسی می کردند. ما به هم می رسیم، سلام می کنیم، احوال پرسی می کنیم ؛حال شما چطور است(؟) اما آن ها از حال خودشان نمی گفتند؛ چون فرمایشات آن ها همه اش درس بود، معرفت بود، توجه بکنید! تذکر بود.

دارد: آمد کسی خدمت حضرت امام زین العابدین صلوات الله علیه، عرض کرد:«قیل یَابنَ رَسُولِ اللهِ کَیفَ اَصبَحتَ»حال شما چطور است؟ «کَیفَ اَصبَحتَ» یعنی حال شما چطور است.

در جواب فرمودند به این که: «اَصبَحتُ مَطلُوباً بِثَمانِ خِصال» من حالم این جوری است که هشت تا چیز را از من می خواهند. هشت تا چیز از من می خواهند. تذکر به طرف بود،ها! حواست را جمع کن.

« اَللهُ تَعالی یَطلُبُنی بِالفَرائِضِ»خدا از من می خواهد که به احکام الهی چکار کنم؟ عمل کنم. این که خواست خداست، او این را می خواهد از من؛ این مال آن.

«وَ النَّبِیُّ بِالسُّنَّهِ» پیغمبر هم از من می خواهد به سنت هایش عمل کنم. توجه کنید! حالا این جا خودش که ما یک فرائض داریم، یک احکام نبوی داریم، به اصطلاح ما که سنت می گوییم ما. شد؟! که آن هم دستوراتی داده باید به دستورات آن عمل کنیم.هم خدا دستورات داده، هم پیغمبر دستورات داده، درست است یا نه؟ هر دو تایشان از من می خواهند. این که مال این ها.

از این طرف «وَ العَیالُ بِالقُوتِ» زن و بچه و زندگی شان، این ها هم خرجی می خواهند از آدم. دنبال خرجش هم باید برود.

خب این ها حال های بیرونی بود، حالا می آییم درونیش:

«وَ اَلنَّفسُ بِالشَّهوَهِ» نفس خودم هم می گوید: آن هایی که من می خواهم به من بده. فهمیدی؟ تنها بیرونی ها نیست، خدا و پیغمبر و زن و بچه نیست؛ خودم هم از خودم، یک چیزهایی می خواهم؛ یعنی آن نفس من، هواهای نفسانی. هواها یعنی خواسته ها. این را بهتان بگویم. هوا، نه این که نفس می کشید،ها! این که بهتان می گویند هوای نفسانی، اشتباه نکنید، نه. هوا یعنی خواسته. گوش کن!«وَ اَلنَّفسُ بِالشَّهوَهِ»

از این طرف هم، یک حیوان درونی ما، این هم از ما یک چیزهایی می خواهد، مطالبه می کند. «وَالشَّیطانُ بِالمَعصِیَهِ» شیطان هم از آن طرف می خواهد ما هان؟! گناه بکنیم. نگاه کن ردیفش می کند حضرت. بسیار خب.

«وَالحافِظانِ بِصِدقِ العَمَلِ»آخر از این طرف هم می دانی چیه؟ من را خدا چکار کرده؟محفوف کرده به دو تا مأمور؛ یکی این طرف راست است، یکی چپ. چپ بروی، راست بیایی، آن ها هم حرف دارند با من. رقیب و چی؟! عتید. این ها«وَالحافِظانِ بِصِدقِ العَمَلِ» این ها هم حرف دارند می زنند با من، از من می خواهند. می گویند: درست کار باشی،ها! فهمیدی؟ حواست جمع باشد راجع به کارهایت، هان؟! پا را کج نگذاری،ها! این ها هم این را می گویند.

خب:«وَ مَلَکُ المُوتِ بِالرُّوحِ» عجب! عزرائیل هم از من یک مطالبه دارد. چی چی می خواهد از من؟ می گوید: روحت را می خواهم بگیرم، جانت را می خواهم بگیرم.

« وَ القَبرُ بِالجَسَدِ » قبر هم با من حرف دارد، او هم مطالبه دارد، می گوید: من، پیکرت را می خواهم بگیرم از تو، بدنت را، درست است یا نه؟ می خواهم، ببلعم این پیکر تو را. هشت تا! شد؟! « وَ أنَا بَینَ هذِهِ الخِصالِ مَطلُوبٌ  » من بین این هشت تا؛ که چی هستند؟ که می خواهند از من، چکار بکنم؟ تذکر می داده زین العابدین صلوات الله علیه، حواست را جمع کن. می فهمی چه می خواهم بگویم،ها!؟ هم خدا ازت مطالبه دارد، هم پیغمبر خدا مطالبه دارد، هم زن و بچه دارد، هم خودت از خودت مطلباتی داری، این را بدان. هم شیطان ازت می خواهد، هم فرشته ها از تو می خواهند، حواست را جمع کن! هم عزرائیل می خواهد، هم قبر می خواهد. خودت می دانی باید چکار بکنی این جا. می دانی راهش چی چیه؟ هان؟! راهش این است که به آن دوتای اولی عمل کنی. آن هایی که خدا و پیغمبر خواستند عمل کن، این های دیگر همه آسان می شود، شش تای بعدیش.

سند حدیث: بحارالانوار ، جلد 73، صفحه 15
مستندات:
اشتراک گذاری در facebook
فیسبوک
اشتراک گذاری در google
گوگل+
اشتراک گذاری در twitter
توئیتر
اشتراک گذاری در linkedin
لینکداین
اشتراک گذاری در whatsapp
واتساپ
اشتراک گذاری در telegram
تلگرام
اشتراک گذاری در email
ایمیل
اشتراک گذاری در print
چاپ

دیدگاه بگذارید

avatar
  اشتراک  
ایمیل برای