...إِنَّ حَدِيثَنٰا یُحْیِی الْقُلُوبَ...

... خوش گمانی نسبت به خداوند ...

روا حسین ابن یزید عَن اَبِي الحَسَنِ الرِّضا صَلَواتُ اللهِ عَلَیهِ قالَ: أَحْسِنِ الظَّنَّ بِاللَّهِ فَإِنَّ مَنْ حَسُنَ ظَنُّهُ بِاللَّهِ كَانَ اللَّهُ عِنْدَ ظَنِّهِ‏ وَ مَنْ رَضِيَ بِالْقَلِيلِ مِنَ الرِّزْقِ قُبِلَ مِنْهُ الْيَسِيرُ مِنَ‏ الْعَمَلِ‏ وَ مَنْ‏ رَضِيَ‏ بِالْيَسِيرِ مِنَ الْحَلَالِ خَفَّتْ مَئُونَتُهُ وَ نُعِّمَ أَهْلُه

گمان خود را به خداوند متعال نیکو و خوب قرار بده؛ پس به درستی که هر کس به خداوند گمان خوب و نیکو داشته باشد، خداوند هم بر طبق گمان خوب و حسن ظن با او عمل  و رفتار می کند.

امام رضا (ع)

اَعُوذُ بِالله مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیمِ

بِسمِ الله الرَّحمنِ الرَّحیمِ

روایت را حسین ابن یزید است نقل می کند از امام هشتم صلوات الله علیه، می گوید: روایت نسبتا مفصلی است، بخشیش را من خواندم که رفته خدمت امام هشتم، و آن جا یک مقدار به قول ما، گله مندی کرده از دست تنگی مادی اش به اصطلاح ما، من دیگر، چون نخواستم خیلی بخوانم، جملاتی که اساسی بود، خواندم.

 حضرت رو می کنند به او، می فرمایند به این که: گمانت را به خدا نیک بکن. فهمیدی؟! احساس کرده بود که مثل این که نعوذبالله، مثلا فرض کنید، خدا نخواسته به این که مثلا این در سعه باشد.«اَحسِنِ الظَّنَّ بِاللهِ تعالی» گمانت را به خدا خوب بکن.

« فَاِنَّ مَن حَسُنَ ظَنُّهُ بِاللهِ تعالی »  هرکسی که گمانش به خدا نیک باشد، به خدا خوش گمان باشد به قول ما، آن جا «کانَ الله ُعِندَ ظَنِّهِ » خدا با همان ظن و گمانش به او عمل می کند. اگر به خدا خوش گمان بودی ها، با همان خوش بینیش با تو رفتار می کند. فهمیدی؟! من یک مثال بزنم، فرض کن آدم یک مقدار گرفتاری پیدا می کند، پیش خودش، نسبت به شخصی فکر می کند، او گره اش را باز می کند. خوش بین است به او، می رود پیش، توجه کنید مثال می زنم خوش بینی را. حالا معلوم نیست به این که او  آن جا گره را باز کند یا نکند،ها. بنده را مثال زدم. تو به خدا خوش بین باش، گرفتاری و چیزی هم داری بهش بگو؛ اما با خوش بینی بگو. خدا با همان خوش بینیت با تو رفتار می کند. خوب دقت کنید.

بعد؛ جمله بعدی: «وَ مِنْ الرَضِیَّ بِالقَلیلِ مِنَ الرِزق » اگر کسی این، خشنود باشد از خداوند؛ به این که فرض کنید از نظر روزیش آن جور که او می خواسته، بهش نداده، فهمیدی؟! اما این را بدان در مقابلش هم هست. «قَبِلَ مِنهُ الیَسیرَ مِنَ العَملَ» فهمیدی؟! از آن طرف هم از تو اعمال کمت را که برای او انجام  می دهی، قبول می کند. فهمیدی چه می خواهم بگویم؟! همان واجباتت را انجام بده، مستحبات را هم نمی خواهد انجام بدهی، همه را قبولش می کند. قبولی عمل، خیلی بالاست، این را بهتان بگویم. قبولی خیلی به قول ما، از نظر سطحش بالاست که خدا قبول کند اعمال آدم را. توجه کنید!

جمله بعد: «وَ مَن رَضیَ بِالیَسیرَ مِنَ الحَلالُ » اگر کسی این، رضایت بدهد، به چی؟ به مال حلال؛ اما مال حلال زیاد نباشد، گوش می کنید چه می خواهم بگویم؟ کم باشد. این جمله، جملۀ زیبایست. « مَئُونَتُهُ » می فهمی یعنی چی؟ هان! اگر به توکم داد، ! از آن طرف هم خرج هایت را هم کم می کند. آی آی! این خیلی نکته است تویش.فهمیدی؟! پول با پارو برود هوا، از آن طرف، یک گره که تمام عالم جمع بشوند، نتوانند بازکنند. حاضری میلیاردها بدهی؛ ولی درست نمی شود. یک مرضی می آید؛ خودت, بچه ات, همین جور دارم می گویم که قشنگ تو ذهنت جا بیفتد، فهمیدی؟! یا مشکلات دیگر، گوش کنید چه می خواهم بگویم، هیچ تعارف نداریم. «وَ مَن رَضیَ بِالیَسیرَ» گوش می کنی؟ «مِنَ الحَلالُ»  فهمیدی؟! راضی باشی. حلال به دستت رسید، کم، یک مقدار که زندگیت بگذرانی. شد؟! راضی باشی، «خَفَّت مَئُونَتُهُ » خرجش را کم می کند.، فهمیدی؟ «وَنَعَّمَ اَهلَهُ» فراخی، گشایش می دهد به آن کسانی را که نان خور او هستند. فهمیدی چه می خواهم بگویم؟ که فشار رو تو نگذارند، خجالت بکشی پیششان.

سند حدیث: بحارالانوار، ج75، ص343
مستندات:
اشتراک گذاری در facebook
فیسبوک
اشتراک گذاری در google
گوگل+
اشتراک گذاری در twitter
توئیتر
اشتراک گذاری در linkedin
لینکداین
اشتراک گذاری در whatsapp
واتساپ
اشتراک گذاری در telegram
تلگرام
اشتراک گذاری در email
ایمیل
اشتراک گذاری در print
چاپ

دیدگاه بگذارید

avatar
  اشتراک  
ایمیل برای