...لايَمَـسُّـهُ إِلَّا الْمُـطَــهَّــرُونَ...

وَاتَّخَذَ قَوْمُ مُوسَی مِن بَعْدِهِ مِنْ حُلِیهِمْ عِجْلًا جَسَدًا لَّهُ خُوَارٌ أَلَمْ یرَوْا أَنَّهُ لَا یکلِّمُهُمْ وَلَا یهْدِیهِمْ سَبِیلًا اتَّخَذُوهُ وَکانُوا ظَالِمِینَ

بعد از (رفتن) موسی (به کوه طور برای مناجات رب غفور)، قوم او از زیورهایشان گوساله‌ای ساختند و آن را معبود خود گرفتند که پیکر (بی‌جانی) بود و (تنها با مهارتی که سامری در آن به کار گرفته بود) صدای گاو داشت. مگر نمی‌دیدند که چنین پیکر گوساله‌گونه‌ای با آنان سخن نمی‌گوید و به راهی ایشان را راهنمائی نمی‌کند. (به هر حال، اندیشه‌ی گاوپرستی پیشین و بت‌پرستی پسین ایشان گُل کرد و غیبت موسی را غنیمت شمردند و) گوساله را به خدائی گرفتند و (به خود) ستم کردند.
سبد خرید