...لايَمَـسُّـهُ إِلَّا الْمُـطَــهَّــرُونَ...

وَأَلْقِ عَصَاک فَلَمَّا رَآهَا تَهْتَزُّ کأَنَّهَا جَانٌّ وَلَّی مُدْبِرًا وَلَمْ یعَقِّبْ یا مُوسَی لَا تَخَفْ إِنِّی لَا یخَافُ لَدَی الْمُرْسَلُونَ

(ای موسی! برای اطمینان خاطر و یقین به حضور در پیشگاه خدای غفور) عصای خود را بینداز. (همین که عصایش را انداخت به اژدهائی تبدیل شد). هنگامی که دید به حرکت درآمد، انگار مار چابک و تندروی است، پای به فرار گذاشت و پشت سر خود را ننگریست! (او را ندا در دادیم:) ای موسی مترس! (تو پیغمبری و در بارگاه حضور خدائی، و) پیغمبران در پیشگاه من نمی‌ترسند (چرا که اینجا آستانه‌ی دادگری و امن و امان یزدان است؛ نه دربار ستمگری و خوف و هراس فرعون و فرعونیان).
سبد خرید