...إِنَّ حَدِيثَنٰا یُحْیِی الْقُلُوبَ...

... آفات ایمان، اخلاص، طاعت، آرزو و سرآمد آفات ...

آفَةُ الایمان ‎الشِّرکُ – آفَةُ النِّعَمِ ‎الْكُفْرَانُ‎ – آفَةُ الْعَمَلِ‎ تَرْكُ الْإِخْلَاصِ‎ فِيهِ – آفَةُ الطَّاعَةِ الْعِصْيَانُ – آفَةُ الْأَمَلِ ‎الْأَجَلُ – رَأْسُ ‎الْآفَاتِ ‎الْوَلَهُ‎ بِاللَّذَّات‎

آفت ایمان، شرک است؛ آفت نعمت های الهی، کفران نعمت است؛ آفت عمل، ترک اخلاص در آن عمل است که عمل را نابود می کند؛ آفت اطاعت الهی، معصیت است؛ آفت آرزو، مرگ است و سرآمد همه آفت ها، شیفته شدن و حرص ورزیدن به لذت های حیوانی است.

امام علی (ع)

اَعُوذُ بِالله مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیمِ

بِسمِ الله الرَّحمنِ الرَّحیمِ

در روایات از امیرالمؤمنین صلوات الله علیه، در رابطه با آفت‌ها، شاید بیش از شصت آفت من دیدم ایشان دارد؛ اما من شش تایش را فعلا از ایشان نقل می‌کنم. دارد امیرالمؤمنین صلوات علیه، فرمودند: آفت ایمان شرک بالله تعالی است؛ حالا شرک هم دارای اقسامی است؛ شرک نسبت به ذات باشد، صفات باشد، افعال باشد؛ این بحث دیگر جای خودش است. مراد از آفت، آفت هر چیز عبارت از این است که یا آن شی را معدوم می‌کند، از بین می‌برد یا از اثر می‌اندازد. فهمیدی؟یا اصلا به طور کلی از بین می‌برد؛ شد؟! یا از اثر می‌اندازد، دیگر آن فایده را ندارد. فهمیدی چه می‌گویم که؟! در بعضی‌هایش که می‌شمارم این جوری است که آن را معدوم می کند، در بعضی‌هایش نه، هیکلش هست اما بی فایده است، اثرش هم بی فایده است. «آفَة ُالایمان ِالشِّرک» شرک معدوم می‌کند از بین می‌برد این را.

«آفَة ُالنِّعَم ِالکُفران» آفت نعمت‌های الهیه، کفران نعمت است؛ یعنی نعمت را از خدا ندیدن، سپاس گزاری نکردن و در راه رضای او مصرف نکردن بلکه نعوذبالله، نعمت خدا را در معصیت، فهمیدی؟ نعمت خدا را در معصیت آدم خرجش کند. حالا این یک بحث جداست در باب کفران نعمت. چشم را داده برای چی؟ برای این که به نامحرم نگاه کنی؟! این کفران است. گوش را داده برای چی؟ برای این که چیز‌هایی را که حرام است، بشنوی؟! زبان را داده برای چی؟ این‌ها همه نعمت‌های متصله است؛ همین جور دانه دانه برو جلو، چه نعمت متصله، چه منفصله، این‌ها همه‌اش کفران نعمت است. خب، گاهی این طور است که نعمت را از بین می‌برد؛ یعنی می‌گیرد دیگر نمی‌گذارد، خود آن نعمت را به طور کلی از بین می‌برد، گاهی هم از اثر دیگر می‌اندازد. حالا نمی‌خواهم وارد این بحث‌ها بشوم و فهرست‌وار ترجمه می‌کنم و می‌روم. «آفَة النِّعَم الکُفران» 

«آفَة ُالعَمَل ِتَرک ُالاِخلاص ِفیه» این مربوط به حین عمل است. و او این که آن کسی که عمل خیر دارد انجام می‌دهد؛ شد؟! آفتش، آن چیزی که موجب می‌شود که آن را از اثر بیندازد، عبارت از این است که اخلاص در عمل نداشته باشد؛ هر کار خیری. خوب دقت کنید. هر کار خیری، حالا عبادات باشد، خب ریا است، اسمش را می‌گذارند ریا. عبادات آن جا اسم دارد. هر عمل به ظاهرش خوب؛ شد! انفاق دارد می‌کند؛ اما چی؟! خدا در آن نیست، مدح است و ستایش و خودنمایی است.  مثلا فرض کنید، هرجور که باشد، انفاق که می‌خواهد بکند، دست گیری که می‌کند. حالا من به ریزه کار وارد نمی‌شوم؛ همین کلی‌اش، هر امر خیری، اخلاص نداشته باشد، این بی فایده است؛ آفتش که این را از اثر می‌اندازد«تَرک الاِخلاص ِفیه»

«آفَةُ الطاعة العصیان» نه، این مال بعد از عمل است؛ خوب دقت کن. آن مال حین عمل است، این مال بعد از عمل است. و آن این است که یک کسی آمده نه، نمازش را برای خدا خوانده، کارهایش را که دارد می‌کند این‌ها را چیز نداردها! فهمیدی؟! آن‌ها درست است، اما بعدش می‌رود معصیت می‌کند. فهمیدی چه می‌خواهم بگویم؟ این معصیت بعدی، آن اثر را از عمل قبلی خوبت می‌گیرد و دیگر نمی‌گذارد، کاربُرد دیگر ندارد. این دو تا با هم فرق می‌کند. «آفَة ُالطّاعَة» این جا دارد «عمل» نیست «العِصیان» مثل این است که نوشتی، ها! فهمیدی؟! عصیان مداد پاک کن است، پاکش می‌کند، اثرش را از بین می‌برد. آن اولی اصلا نمی‌گذارد ثبت و ضبط شود. ریا، از همان اول کارش خراب است. این نه، این درست همش خوب بود اما بعدش معصیت چه کار می‌کند؟! او را از اثر می‌اندازد.

«آفَة ُالامَل ِاَلاَجَل» آفت آرزو، مرگ است. هان! با مرگ خیلی چیزها، تمام به باد می‌رود. قاشق‌ها در ذهنش ساخته بود، اما می‌بیند یک دانه‌اش دسته نداشته، ناگهان بانگی برآمد، تمام شد کار؛ این همه ساختمان‌های آرزومندی درست کردی؛ آفتش، آنی که از بین می‌برد و آرزو را نابود می‌کند، مرگ است. در عوض این، آن را به او می‌دهد.

و بالاخره «رَأس ‎الآفات ‎اَلوَلهُ بِاللَّذّاتِ» حالا من می‌خواستم این را بگویم؛ گفتم بیش از شصت تا دارد حالا من شش دانه‌اش را گفتم. سرآمد آفات می‌دانی چیست؟ «اَلوَلهُ بِاللَّذّات» شیفته شدن به لذات حیوانی در دنیاست. سرآمد آفات این است. می‌فهمی؟! شیفته، وله که می‌گویند، شیفته لذات است. حالا هر لذتی، شد؟! فرق نمی‌کند؛ مالی باشد، جاهی باشد، ریاستش باشد. می‌فهمی؟! یکی شیفته ریاست است، پول است حالا برو از بالاتنه و پایین تنه، لذت جنسی است، یاالله، یک دو، سه،حالا من دیگر نمی‌خواهم وارد ریزش شوم. می‌فهمی چه می‌خواهم بگویم؟! سرآمد آفات، عبارت از شیفتگی به لذات حیوانی است. شیفته نباید انسان بشود. یعنی همان مرزبندی الهی را باید رعایت بکند.  

سند حدیث: غرر الحکم و درر الکلم، ص278-277-280
مستندات:
اشتراک گذاری در facebook
فیسبوک
اشتراک گذاری در google
گوگل+
اشتراک گذاری در twitter
توئیتر
اشتراک گذاری در linkedin
لینکداین
اشتراک گذاری در whatsapp
واتساپ
اشتراک گذاری در telegram
تلگرام
اشتراک گذاری در email
ایمیل
اشتراک گذاری در print
چاپ
اشتراک
ایمیل برای
guest
0 نظر
بازخوردهای درون متنی
مشاهده همه دیدگاه‌ها
0
نظری دارید؟ لطفاً آن را ثبت کنید.x