...إِنَّ حَدِيثَنٰا یُحْیِی الْقُلُوبَ...

... نتیجه محاسبه نفس ...

عَنِ الثُّمَالِيِّ قَالَ كَانَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ علیهماالسّلام يَقُولُ ابْنَ آدَمَ لَا يَزَالُ بِخَيْرٍ مَا كَانَ لَكَ وَاعِظٌ مِنْ نَفْسِكَ وَ مَا كَانَتِ الْمُحَاسَبَةُ مِنْ هَمِّكَ وَ مَا كَانَ الْخَوْفُ لَكَ شِعَاراً وَ الْحُزْنُ لَكَ دِثَاراً ابْنَ آدَمَ إِنَّكَ مَيِّتٌ وَ مَبْعُوثٌ وَ مَوْقُوفٌ بَيْنَ يَدَيِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ مَسْئُولٌ فَأَعِدَّ جَوَاباً

ای پسر آدم! تو همیشه به سوی خیر و نیکی می روی تا موقعی که از نظر درونی پند دهنده ای داشته باشی؛ و تا موقعی که بررسی و محاسبۀ اعمال خودت را داشته باشی؛ و تا موقعی که خوف و اندوه از تو مفارقت نکرده باشد، خوف شعار لباس تو و اندوه لباس زیرین تو باشد. ای پسر آدم! تو می‌میری و برانگیخته می‌شوی و در پیش گاه عدل خداوند عزّوجل می‌ایستی و در آن هنگام که مورد سؤال واقع می‌شوی؛ پس جواب هایت را از الآن آماده کن

امام سجاد (ع)

اَعُوذُ بِالله مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیمِ

بِسمِ الله الرَّحمنِ الرَّحیمِ

روایت را ابو حمزه ثمالی است، نقل می‌کند از زین العابدین صلوات الله علیه، این تعبیر که دارد که گفت: «كَانَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ علیهماالسّلام يَقُولُ» یعنی مکرر معلوم می‌شود، شنیده بوده این تعبیر را که می‌کند، «کَانَ یَقُولُ» به قول ما؛ یعنی من مکرر شنیده ام این جملات را از زین العابدین صلوات الله علیه، که ایشان این‌ها را می‌فرمود: «ابْنَ آدَمَ لَا يَزَالُ بِخَيْرٍ» تو همیشه به سمت نیکی پیش می‌روی، در صورتی که این مسائل باشد؛ که دانه دانه می‌شمارد.

«مَا كَانَ‌ لَكَ‌ وَاعِظٌ مِنْ‌ نَفْسِكَ» تا موقعی که از نظر درونی ات، پند دهنده ای داشته باشی. به تعبیر من، هنوز آن نفسی را که نکوهش‌گر انسان است، نسبت به اعمال زشتش باشد و به انسان پند بدهد. حتی در روایات داریم که واعظ بیرونی، کاربردی ندارد روی انسان، تا واعظ درونی انسان نداشته باشد. می‌فهمید که چه می‌خواهم بگویم؟! تا تو، خبری نباشد؛ از بیرون اثری نمی‌گذارد، باید باشد. اگر مسخ شده باشد، گوش می‌کنید چه می‌خواهم بگویم؟ به اصطلاح ما، تا آن ودایع انسانیِ الهی در درونش از بین نرفته، واعظ بیرونی می‌تواند اثر بگذارد رویش؛ والا اگر آن‌ها رفته باشد، هیچ فایده ای ندارد، بر آهن سرد کوبیدن است. حالا اگر در قالب‌های علمی‌اش بریزند؛ یعنی آن عقل عملی اش باشد والا نه فایده‌ای ندارد، سر تا پایش حیوانی است؛ شهوت و غضب است، از انسانیت درش خبری نیست. «مَا كَانَ‌ لَكَ‌ وَاعِظٌ مِنْ‌ نَفْسِكَ» تا موقعی که هنوز مسخ نشدی، یک پند دهندۀ درونی داری. به تو می‌گوید: دیدی چکار کردی! خودت، ها.

«وَ مَا كَانَتِ الْمُحَاسَبَةُ مِنْ هَمِّكَ» تا موقعی که بررسی کردن نسبت به اعمالت، می‌فهمی؟! این مورد نظرت باشد. یک عده کارشان را که می‌کنند، اصلا فکر نمی‌کنند که چه کار کرده اند. حال نمی‌خواهم در قالب اصطلاحی بگویم که در باب محاسبه چه داریم. تا موقعی که این معنا در نظرت هست و رویش حساب می‌کنی که چه کار کردی، این حالت در تو هست که بررسی کنی کارهایت را، کرده‌هایت را.

«وَ مَا كَانَ الْخَوْفُ لَكَ شِعَاراً وَ الْحُزْنُ لَكَ دِثَاراً» تا موقعی که بیم، به تعبیر ما، و اندوه؛ دو پوشش به اصطلاح رو و زیر؛ ما یک پیراهن تن‌مان می‌کنیم و یک زیر پیراهنی تن‌مان می‌کنیم. نمی‌کنیم؟ پیراهن: شِعار. زیر پیراهنی: دثار اسمش، تا موقعی که بیم و اندوه هنوز از تو مفارقت نکرده و به بدنت چسبیده، می‌ترسی نسبت به قیامتت، فهمیدی؟! بعد هم وقتی متوجه بشوی بد کردی، ناراحت می‌شوی. حال من خیلی سطح را آوردم پایین. هم خوف درت هست، هم حزن، در تو هست. شد؟! تا موقعی که این‌ها هست؛ تو راه به جایی می‌بری. «لَا يَزَالُ بِخَيْرٍ» به سمت خوبی می‌توانی حرکت کنی، می‌روی، عاقبت به خیری داری، تا این‌ها باشد. فهمیدی؟! واعظ درونی داشته باشی از این طرف هم چی؟ رسیدگی به اعمالت بکنی، از این طرف هم، بیم از نظر چی؟ قیامت باشد؛ اندوه نسبت به این که نکند چیزی بشود، ما مؤاخذه بشویم. آن‌ها نباشد و این‌ها توش باشد، تو راه به جایی می‌بری بلاخره؛ «لَا يَزَالُ بِخَيْرٍ».

اما این را به تو بگویم که: «ابْنَ آدَمَ إِنَّكَ مَيِّتٌ»  این‌ها برای خاطر این است که مقدمات درست شود. بدان! می‌میری«إِنَّكَ مَيِّتٌ وَ مَبْعُوثٌ» می‌میری، برانگیخته می‌شوی، قیامت داری. «وَ مَوْقُوفٌ بَيْنَ يَدَيِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ» در پیش گاه عدل الهی، آن جا تو را نگه می‌دارند. فهمیدی؟! «وَ مَسْئُولٌ» ازت می پرسند که چه کار کرده ای. «فَأَعِدَّ جَوَاباً» از الآن دارم به تو می‌گویم، جواب‌های سوال های قیامت را آماده‌اش بکن. فهمیدی!؟ بنشین، فکر کن نسبت به کرده‌هایت، در قیامت جواب می‌خواهی بدهی. چی جواب می‌خواهی بدهی. از الآن آماده کن، جواب‌های سؤال‌های قیامت را در پیش گاه خداوند. فهمیدی؟! مردن حق است، قیامت و مبعوث شدن، دو مرتبه آمدن همه حق است، بی برو برگرد. سوال هم آن جا بی برو برگرد هست؛ فقط جوابش را جناب عالی الان تهیه کن، به فکر جواب باش. انسانی را که معتقد باشد به مبدأ و معاد، این یک همچنین آدمی است. شد؟! نتیجه‌اش این می‌شود که آن واعظ درونی به آدم همیشه پند می‌دهد؛ مراقبت نسبت به اعمالش می‌کند؛ شد؟! بیم از عذاب دارد و حزن و اندوه نسبت به چی؟ عواقب نعوذ بالله، زشت اعمالش دارد.

سند حدیث: وسائل الشیعه، ج16، ص96 – بحارالانوار، جلد67، صفحه 64 و ص382 و ج75، ص137 و 147 – مستدرک الوسائل،ج11، ص141
مستندات:
اشتراک گذاری در facebook
فیسبوک
اشتراک گذاری در google
گوگل+
اشتراک گذاری در twitter
توئیتر
اشتراک گذاری در linkedin
لینکداین
اشتراک گذاری در whatsapp
واتساپ
اشتراک گذاری در telegram
تلگرام
اشتراک گذاری در email
ایمیل
اشتراک گذاری در print
چاپ

2
دیدگاه بگذارید

avatar
1 دیدگاه‌ها
1 پاسخ‌ها
0 دنبال‌کننده
 
پرواکنش‌ترین دیدگاه
داغ‌ترین دیدگاه بحث
2 نویسندۀ دیدگاه
مدیرحاتم ظهیری آخرین نظردهنده
  اشتراک  
جدیدترین قدیمی‌ترین بیشترین رأی
ایمیل برای
حاتم ظهیری
میهمان
حاتم ظهیری

سلام
چراذخیره درگالری نمیشن؟

مدیر
مدیر
مدیر

سلام
برای دانلود کلیپهای تصویری:
1- ویدئو را پخش کنید
2- روی دکمه تنظیمات پلیر کلیک کنید.
3- از منو، گزینۀ دانلود را انتخاب کنید و رزولیشن مورد نظر را دانلود کنید