فصل دوم: احرام > محرّمات: استمناء
چهارم – استمناء؛ یعنی طلب بیرون آمدن منی کردن به دست یا غیر آن هر چند به خیال باشد یا بهبازی کردن با زن خود یاکس دیگر به هر نحو
چهارم – استمناء؛ یعنی طلب بیرون آمدن منی کردن به دست یا غیر آن هر چند به خیال باشد یا بهبازی کردن با زن خود یاکس دیگر به هر نحو
پنجم – استعمال عطریات؛ از قبیل مشک وزعفران و کافور و عود و عنبر، بلکه مطلق عطر هر قسم که باشد. مسئله 194: مالیدن عطر بر بدن و لباس جائز
مسئله 195: خوردن چیزی که در آن چیزی است که بوی خوش میدهد مثل زعفران جائز نیست.
مسئله 196: اگر بهپوشیدن لباس یا خوردن غذائی که بویخوش میدهد اضطرار پیدا کند باید دماغ خود را بگیرد که بوی خوش به آن نرسد.
مسئله 197: از گلها یا سبزیهائی که بوی خوش میدهد باید اجتناب کند، مگر بعضی انواع که صحرائی است، مثل «بومادران» و «درمنه» و «خزامی» که میگویند از خوشبوترین گلها
مسئله 198: احتیاط آن است که از «دارچینی» و «زنجبیل» و «هل» و امثال آنها اجتناب کند اگر چه اقوی حرام نبودن آنها است.
مسئله 199: از میوههای خوشبو از قبیل سیب و بِه اجتناب لازم نیست، وخوردن آنها و بوییدن آنها مانع ندارد، لکن احتیاط آن است که بوییدن را ترک کند.
مسئله 169: پرندگان، جزء شکار صحرائی میباشند وملخ نیز در حکم شکار صحرائی است.
سوم – عقد کردن زن از برای خود یا غیر، چه آن غیر، احرام بسته باشد یا نبسته باشد و مُحِلّ باشد. مسئله 185: جایز نیست شخص محرم شاهد شود
مسئله 170: احتیاط واجب آن است که زنبور را نَکُشَد اگر قصد اذیت او را نداشته باشد.
مسئله 186: احتیاط مستحب آن است که شهادت ندهد بر عقد اگر چه شاهد عقد شده باشد، در حال محرم نبودن، اگر چه جائز بودن آن خالی از قوت نیست.
مسئله 171: نگاه داشتن صید حرام است اگر چه خودش مالک آن باشد.