دعا، حقیقت بندگی، جلد5

بخش: معارف اسلامی
سال طرح مباحث: 1386 لغایت 1391

آنچه باید قبل از خواندن این کتاب بدانیم:

انسان به ارتباط با خالق خود نیازمند است و این مورد چون فطرت وجودی اوست، به شرایط زمانی و مکانی وابسته نیست. این نیاز را باید دریابید. دین به وسیلۀ قرآن نازل که کلام الله است و قرآن صاعد که دعا و مناجات است، به این نیاز اساسی بشر پاسخ گفته است. پس اهمیت شناخت قواعد و اصول دعا یکی از ضروریات برای هر انسان مومنی است. معارف دینی و منابع روایی ما آیات پر تعداد و روایات فراوانی را در خود جای داده است که مبین راه برای انسان است. اما قطعا این مسیر نیازمند یک مرشد آگاه و عارف واصل است که این معارف را در قالبی شایسته به رهروان طریقت بچشاند.

حضرت آیت‌الله العظمی حاج‌آقا مجتبی تهرانی (رحمه الله علیه) در طول ماه مبارک رمضان سالهای 86 الی 91 یعنی شش سال مباحثی بسیار قیمتی و کاربردی پیرامون دعا بیان فرمودند که در مجموعه‌ای شش جلدی با عنوان «حقیقت بندگی» در اختیار علاقه‌مندان به معارف اسلامی قرار گرفته است. لازم به ذکر است که اگرچه همۀ مباحث موجود پیرامون دعاست، اما هر کتاب به صورت جداگانه نیز قابل مطالعه است و نیازمند سیر مطالعاتی نیست. هر چند توصیه می‌شود به دلیل ارجاعات فراوان معظم‌له(ره) و نکات پیوسته، مباحث را از کتاب نخست مورد مطالعه قرار دهیم.

سوالاتی که در این مجموعه پاسخ خواهد یافت:

دعا چند قسم دارد؟

دعای ماثور و غیرماثور چه تفاوتی با هم دارند؟

برای دعا باید چه مقدماتی را فراهم آورد؟

دعا چه مقتضیاتی دارد؟

نقش باور قلبی و عشق بازی با خالق در دعا چیست؟

چه عواملی مانع اجابت دعا هستند؟

چه عواملی در اجابت دعا تاثیرگذارند؟

برای دعا کردن چه آدابی را باید رعایت کرد؟

آیا دعا کردن جز برآوردن حاجات آثار دیگری هم دارد؟

اگر خواستیم دعا کنیم چطور از خدا چیزی بخواهیم؟

آیا اجازه داریم بخشی از دعایی که از معصوم نقل شده را کم یا به آن اضافه کنیم؟

بهترین دعا چیست؟

می‌توانیم با رعایت آداب چیزی را از خدا بخواهیم که با سنت الهی منافات دارد؟

آیا اجابت دعا امری غیر طبیعی است یا با اسباب دنیایی و آخرتی تطابق دارد؟

چه عواملی بر دعا تاثیرگذارند؟

انتخاب زمان و مکان مناسب برای دعا چقدر اهمیت دارد؟

در برخی دعاهای معصومین تعابیری وجود دارد که خلاف شانشان است؛ فلسفۀ این تعابیر چیست؟

اقسام دعای ماثوره کدامند؟

برای دیگران خواستن چه تاثیری بر حوایج شخصی دارد؟

آیا فقط باید برای امور معنوی دعا کنیم؟

تصحیح بینش نسبت‌به خود، دنیا و خلقت چه تاثیری در دعا دارد؟

چرا باید برای سقوط نکردن در پرتگاه‌ها دعا کنیم؟

بلند نظری در دعا چیست؟

آیا می‌توان در دنیا به آرامش مطلق رسید؟

آیا در ماه مبارک رمضان می‌توان به ضرر خود یا برادر مؤمن دعا کرد؟

دعای خیر برای مشرکین، کفار و معاندین پذیرفته می‌شود؟

میزان امید انسان به برآورده شدن دعا چه تاثیری در اجابت دارد؟

علت تاخیر در اجابت چیست؟

اگر اجابت دعا عقب افتاد، باید مایوس شد؟

یک جمله از هر کتاب:

سال 86:

چطور است که با دعای ولی‌الله اعظم، همه‌چیز کن فیکون می‌شود، امّا اگر من دعا کنم، اتّفاقی نمی‌افتد؟! علت این است که یا الله او با یا الله من بسیار متفاوت است. او وقتی یا الله می‌گوید، کن فیکون می‌کند؛ چون شناخت او از مدعوّش، شناخت عبد از ربّش بسیار بالاست. نتیجه هم بر آن محور هست.

لذا این تعبیر که روایت هم فرمود: دعا سلاح انبیاست؛ یعنی معجزات آنها از سَرِ دعا بود و از همین مسأله ناشی می‌شد. کرامات اولیا (علیهم السلام) هم از دعا بود و بُرد دعاهایشان هم برای آن معرفتی بود که نسبت به خدایشان داشتند.

سال 87:

دو نوع به کارگیری وسیله در دعا داریم.‌ اوّل، به حقّ او خدا را قسم بدهیم، برای اینکه دعایمان به اجابت برسد‌، چون دارای مقام و منزلت و رتبه‌ای عندالله است. دوّم، به خودش بگوییم که تو پیش خدا منزلت داری، این حاجتم را از خدا برایم بگیر، و خدا آن را رد نمی‌کند. ما معتقدیم اولیای خدا (علیهم السلام) حی و میت هم ندارند. هیچ مشکل عقلی هم ندارد. این حرف‌هایی که می‌زنند: مگر خداست که از او می‌خواهند و انسان باید از خدا بخواهد، بی معناست، چون می‌گوییم: از خدا برایم بخواه. از آقا که نمی‌خواهم. از آقا این را می‌خواهم که تو مقرّب درگاه خدایی، این حاجتم را بگیر و به من بده. خیلی موضوع قشنگی است. روایت را هم خواندم که خدا هیچ وقت حرف و خواستۀ او را رد نمی‌کند.

سال 88:

در باب دعا مطرح است که وقتی انسان گرفتار می‌شود و آرامش روحی از او گرفته می‌شود، این آرامش را چه‌چیزی فراهم می‌کند؟ آرامش روحی؛ ولو ابتلائاتی مادّی هم باشد با اتّصال به مبدأ قدرت است که آرامش ایجاد می‌شود. این است که باعث می‌شود انسان احساس تنهایی نکند. وقتی انسان گرفتار شد، آرامشش می‌رود و احساس تنهایی می‌کند و به چه‌کنم‌چه‌کنم مبتلا می‌شود. بدبختی‌اش آن اضطراب درونی است که پیدا کرده و آرامش درونی‌اش به‌ خاطر گرفتاری از بین رفته است. این آرامش با اتّصال به مبدأ قدرت حاصل می‌شود؛ مبدأ قدرتی که مهربان است، بخیل نیست، دست او را می‌گیرد و به دلش اطمینان می‌بخشد و به او آرامش درونی می‌دهد.

وقتی احساس تنهایی کردید، اگر دانستید که تنها نیستید و خودتان را به جایی متّصل کردید که تمام قدرت‌ها آنجاست، این، به شما آرامش می‌دهد. اینکه می‌گویند: دعا کن، برای این است که با دعا دیگر احساس تنهایی نمی‌کنید. آسایش، آرامش‌آور نیست، بی‌خود دنبالش نروید.

سال 89:

معصومین (علیهم السلام) مظهر صفات ربّ اند. یعنی آن صفات الهیه نسبت‌به اینها تجلی کرده است. لذا همان گونه که خداوند نسبت‌به عبادش در ابعاد  چه مادی و  چه معنوی ربوبیت دارد، یعنی پرورششان می‌دهد، اینها که مظهر ربوبیت حق‌اند هم همان کار را می‌کنند. یعنی اینها عباد و بندگان خدا را در دو بُعد مادی و معنوی پرورش می‌دهند. چون مظهر ربوبیت حق هستند. یکی از ابعاد عبارتِ از دعاست. در این بُعد هم ربوبیت در دعا دارند. شاید این اصطلاح را نشنیده باشید. کسانی که اهلش هستند. چه بسا مشکلاتشان را حل کنند. ائمۀ ما چون مظهر صفات ربّند، در ابعاد گوناگون بندگان خدا ربوبیت دارند و یک بُعد،  بُعد دعاست. آنجا هم اینها پرورش می‌دهند. ربوبیت در دعاء دارند.

سال 90:

انسان نباید در دعایش نسبت به دیگران تنگ نظری کند. هر چیزی برای خود می‌خواهی، در ارتباط با جلب منفعت و دفع شرور، همان را برای دیگری بخواه. این، از نشانه‌های کمال ایمان است.

کسی که بزرگترین هدف و غصه‌اش آخرت باشد، خداوند بی‌نیازی را در دل او قرار می‌دهد. چنین فردی که از دنیا به مقدار کفاف بهره‌مند است، هیچ‌گاه احساس نیاز نمی‌کند .او نشئه آخرت را بزرگترین مقصد، هدف، اندوه و غصه خود قرار می‌دهد و خداوند بی‌نیازی را در دل او قرار می‌دهد و به اندازه نیازش او را از نعمات دنیوی بهره‌مند می‌سازد.

دروس این کتاب:

دیدگاه بگذارید

avatar
  اشتراک  
ایمیل برای