...لايَمَـسُّـهُ إِلَّا الْمُـطَــهَّــرُونَ...

فَأَصْبَحَ فِی الْمَدِینَهِ خَائِفًا یتَرَقَّبُ فَإِذَا الَّذِی اسْتَنصَرَهُ بِالْأَمْسِ یسْتَصْرِخُهُ قَالَ لَهُ مُوسَی إِنَّک لَغَوِی مُّبِینٌ

در شهر، ترسان و نگران، شب را به روز آورد، و ناگهان کسی که دیروز از موسی یاری و مدد خواسته بود، او را به فریاد خواند (چرا که با قبطی دیگری گلاویز شده بود و از عهده‌اش بر نمی‌آمد). موسی بدو گفت: حقاً تو گمراه آشکاری.
سبد خرید