حب دنیا مانع تقرب الهی

خداوند به پیغمبر(ص) خطاب فرمود:«یَا أَحْمَدُ لَوْ صَلَّى الْعَبْدُ صَلَاهَ أَهْلِ السَّمَاءِ وَ الْأَرْض»؛ ای احمد! اگر بنده نماز بخواند؛ نماز اهل آسمان و زمین را، «وَ صَامَ صِیَامَ أَهْلِ السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ»؛ و روزه بگیرد؛ روزۀ اهل آسمان و زمین را، «وَ طَوَى مِنَ الطَّعَامِ»؛ و غذا هم نخورد، «مِثْلَ الْمَلَائِکَهِ»؛ مثل فرشتگان که تغذیه نمی کنند، بر فرض محال مثل فرشتگان غذاهای مادّی نخورد، «وَ لَبِسَ لِبَاسَ الْعَارِی»؛ و پوشش پرستش کنندگان و عبادت کنندگان را به تن کند، «ثُمَّ أَرَى فِی قَلْبِهِ مِنْ حُبِّ الدُّنْیَا ذَرَّه» منِ خدا اگر ببینم در دل او ذرّه ای از حبّ دنیا است، «أَوْ سُمْعَتِهَا». یک موقع حبّ دنیا، حبّ به جمادات است، دوستی و دلبستگی به جماد -طلا، نقره، الماس و امثال این ها- یا فرض کنید کاخ های کذایی و فرش چگونه باشد، یا حیوانات، نباتات و گیاهان باشد، هرچه باشد و ببینم ذرّه ای به آن ها دلبستگی دارد، یا «سُمْعَتِهَا» دارد، نه به مسئلۀ شخصیّت شهرتی، «أَوْ رِئَاسَتِهَا»؛ یا پست و مقام، «أَوْ حُلْیَتِهَا»؛ یا اینکه در بین مردم بلندآوازه شود، «أَوْ زِینَتِهَا»؛ یا هر چیزی باشد که اینها همه اش اعتباری و پوچ است. حبّ به دنیا که گفته می شود در ابتدا همانی است که در آیۀ شریفه داشت: جمادات، نباتات و حیوانات است که تشکیل دهندۀ عالم مادّه هستند، ولی در رابطۀ با دنیا یک سری امور اعتباری مثل پُست، مقام، ریاست، شخصیّت، شهرت و امثال اینها نیز هستند.اگر منِ خدا ببینم در قلب او ذرّه ای دلبستگی به امور حقیقی و اعتباری دنیا هست، «لَا یُجَاوِرُنِی فِی دَارِی»؛ این فرد دیگر نمی تواند در خانۀ منِ خدا همسایه باشد؛ یعنی به من قُرب پیدا نخواهد کرد، «وَ لَأَنْزِعَنَّ مِنْ قَلْبِهِ مَحَبَّتِی»؛ و دوستی خود را از دل او می کَنَم. نمی شود دلبستگی به یک سویی پیدا کند و دلبستۀ به من باشد، این ظرف به یک سو بیشتر متوجّه و وابسته نمی شود. اگر به آن سوی دیگر رفت، محبّت من نیست، «وَ عَلَیْکَ سَلَامِی وَ مَحَبَّتِی»؛ و به او شیرینی محبّت و دوستی خودم را نمی چشانم.

از دستۀ بیشتر بخوانید
اشتراک
ایمیل برای
guest
0 نظر
قدیمی‌ترین
جدیدترین بیشترین رأی
بازخوردهای درون متنی
مشاهده همه دیدگاه‌ها
سبد خرید
0
نظری دارید؟ لطفاً آن را ثبت کنید.x