بدعت در دین

مجموعه: معارف اسلامی
نام: بدعت در دین
سال طرح مباحث: 1381

32,000 تومان

دسترسی: موجود در انبار

کد 1206027 دسته: برچسب:

مشخصات

وزن 92 گرم
ابعاد 210 × 140 × 8 میلی‌متر
نوع جلد

قطع

شابک

978-600-6940-91-5

تعداد صفحات

80

آدرس فیپا

http://opac.nlai.ir/opac-prod/bibliographic/8878574

چاپ اول

1401

نوبت چاپ

1

ناشر

توضیحات

آنچه باید قبل از خواندن این کتاب بدانیم:

امر به معروف و نهی از منکر، از واجبات دینی است و اگر به این احکام اسلامی در جامعه عمل نشود، جامعه به‌جایی می‌رسد که در آن معروف، منکر و منکر معروف می‌گردد. یکی از علل ایجاد کنندۀ این وضعیت در جامعه، امر بدعت است. بدعت در لغت به معنای «نوآوری و جا به جا کردن است.»  در اصول فقه این‌گونه تعریف شده است: وارد کردن چیزی که از دین نیست در دین به گونه‌ای که جزیی از دین محسوب شود. در قرآن و روایات به بدعت در دین اشاره شده است. استاد گرانقدر حضرت آیت الله العظمی حاج آقا مجتبی تهرانی ؟ره؟ به شکل دقیق و قدم به قدم به تبیین این آیات و روایات پرداخته‌اند.

 

سؤالاتی که در این کتاب پاسخ داده می‌شود:

علت وجوب امر به معروف و نهی از منکر چیست؟

بدعت در دین به چه معناست؟

وظیفۀ علمای دین در برابر بدعت چیست؟

وظیفۀ مردم در برابر اهل بدعت چیست؟

چگونه می‌توان با ریب و بدعت مقابله کرد؟

سرانجام بدعت گذاری چیست؟

آیا توبۀ بدعت گذار مورد قبول واقع می‌شود؟

چرا بدعت راهی بدون بازگشت است؟

منظور از قول به غیر علم یا فتوای به غیر علم چیست؟

منظور از تقلید چیست؟

در تقلید به چه کسی رجوع کنیم؟

عوامل ایجاد کنندۀ بدعت کدامند؟

مثله کردن مراتب امر به معروف و نهی از منکر به چه معناست؟

 

کلیدواژه‌ها:

امر به معروف و نهی از منکر / تظاهر / بدعت / محیط دینی / الحاد / بدعت گذاران / مشرکین /  ملحدین / صدر اسلام / حلال و حرام / محیط کفر / حکم الهی / علمای دین / مردم / مجالست / معاشرت / نهج البلاغه / تسلیم شدن / سقیفه / نابودی دین / توقیع / مقامات معنوی / یقین / رضا / صحیفۀ اعمال / توبه / موازین فقهی

 

یک جمله از کتاب:

روایتی است که در کتب حدیثی چون «من‌لایحضر» نوشتۀ مرحوم صدوق ؟ره؟ و عقاب‌الاعمال، محاسن و وسائل الشیعه به آن اشاره شده است. به نقل از امام صادق؟س؟  میگوید: شخصی در زمان‌های گذشته بود که به دنبال رسیدن به امور دنیایی از راه حلال تلاش می‌نمود، در اصطلاح، حریص المال بود امّا دستش به آن مال یا ریاست نمی‌رسید، لذا او از راه حرام تلاش کرد، امّا باز هم به هدفش نرسید. شیطان نزد او آمد و گفت که آیا می‌خواهی کاری به تو یاد بدهم که هم از نظر دنیایی وضعت خوب بشود و هم طرفدارانت زیاد بشوند؟ یعنی به پول و مقام و قدرت برسی؟ شخص گفت: بله. شیطان گفت: بدعتی در دین بگذار و مردم را هم به آن دعوت کن. آن شخص این کار را کرد و مردم هم دور او جمع شدند و از او طرفداری کردند و به آنچه می‌خواست، رسید. سپس به خودش آمد و گفت من چه‌کار کردم؟ بدعتی در دین گذاشتم و مردم را به آن دعوت کردم، دیگر برای ما توبه‌ای نیست؛ مگر آنکه به سراغ کسانی که حلال را برای آنها حرام و حرام را حلال کردم بروم و آنها را به راه راست دعوت کنم. سراغ مردم آمد و به ایشان گفت: آنچه شما را به سوی آن دعوت کردم باطل و اشتباه بود. اما آنها سخن او را قبول نکردند و گفتند که آنچه از ابتدا گفتی، درست بوده و تو در دین خود شک کرده‌ای و از دین برگشته‌ای.

فهرست کتاب

مقدّمه| 9

جلسۀ اوّل:   13

علّت وجوب امر به معروف و نهی از منکر| 13

عناوین فقهی امر به معروف و نهی از منکر| 14

امر به منکر، حرام و نهی از معروف هم حرام| 14

حرمت تظاهر به منکر | 14

باقی ماندن منکریّت منکر| 14

زشت و زیبا از دیدگاه اسلام| 15

بدعت در دین| 16

در جامعۀ اسلامی معروف، منکر و منکر، معروف شود| 17

وظیفۀ علما در برابر بدعت| 18

بدعت در تاریخ اسلام| 19

ذکر توسّل | 19

جلسۀ دوّم :   21

مروری بر مباحث گذشته| 21

دسته‌بندی روایات در باب بدعت| 22

تأیید یا نفی حکم هردو بدعت است| 22

بدعت‌گزاری در دین از منظر روایات| 23

بهترین کارها امور قدیمه| 23

وظیفۀ علمای دین در برابر بدعت | 24

لحن شدید روایات دربارۀ علمای دین| 24

وظیفۀ مردم در برابر اهل بدعت| 25

مقابله با ریب و بدعت| 25

همنشینی با اهل بدعت؛ نابودی اسلام| 26

چرا با بدعت‌گزار معاشرت نکنیم؟| 27

بدعت‌گزاران عصر پیامبراکرم(ص)| 28

ذکر توسّل | 29

جلسۀ سوّم :   31

مروری بر مباحث گذشته| 31

تبسّم در چهره بدعت گزار| 32

قلبی مملؤ از رضا و یقین| 32

سرانجام بدعت‌گزاری| 33

بدعت گزار روی رستگاری را نمی بیند| 33

توبۀ بدعت گزار قبول نمی شود| 34

بدعت، راه بدون بازگشت| 35

راه اثرگذاری بدعت همسو بودن با هوای نفس است| 35

ذکر توسّل | 38

جلسۀ چهارم:   41

مروری بر مباحث گذشته| 41

بدعت موت ابدی| 42

قول به غیر علم| 43

قول به غیر علم از دیدگاه روایات| 44

لعنت ملائکۀ آسمان و زمین به فتوا دهندۀ بدون علم| 44

اصل در احکام شرعی، اجتهاد است| 45

منظور از تقلید چیست؟| 46

اجتهاد در ضروریّات مطرح نیست| 47

تقلید، رجوع جاهل به عالم است| 47

تقلیدِ مقلّد، نتیجۀ اجتهاد اوست| 48

ذکر توسّل | 49

جلسۀ پنجم:   51

مروری بر مباحث گذشته| 51

مُفاد روایات پیرامون فتوای بدون علم| 52

در تقلید به چه کسی رجوع کنیم؟| 53

دو گروه از کسانی که برای سخنشان دلیل و حجّت دارند| 53

کسانی که علمشان موهبتی است| 53

عوامل ایجادکنندۀ بدعت| 54

شبهه افکنان| 55

هدف شبهه افکنان شیطانی است| 55

مثله کردن مراتب امر به معروف و نهی از منکر | 57

چهار راه اصلی که سبب می شود معروف منکر و بالعکس شود| 57

ذکر توسّل| 60

حضرت استاد(ره) | 62

دربارۀ مؤسّسه مصابیح الهدی | 69

آیات | 71

روایات | 72

نمایه | 77

کتابنامه | 80

 

مقدمه کتاب

دین مبین اسلام دارای احکام و قوانین محکم و استواری است که سبب سعادت دنیا و آخرت انسان می گردد، از جملۀ این احکام سعادت‌بخش فریضۀ امر به معروف و نهی منکر است که در آیات نورانی قرآن و روایات ائمّۀ اطهار به این مهم اشاره شده است.

رابطۀ بحث بدعت در دین با امر به معروف و نهی از منکر

<كُنتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ تَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ وَ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ>[1]؛ شما بهترين امّتى هستيد که براى مردم پديدار شده ايد؛ امر به معروف مى كنيد و نهى از منكر مى نماييد و به خدا ايمان داريد.

امام علی(ع) می فرمایند: «همۀ کارهای خوب در مقایسۀ با امر به معروف و نهی از منکر، مانند قطره ای است در برابر دریا»[2].

حضرت‌آیت‌الله‌العظمی حاج‌آقا مجتبی تهرانی(ره) طیّ پنج جلسه به بحث پیرامون بدعت در دین و این فریضۀ الهی پرداخته اند. در ابتدا علّت وجوب امر به معروف و نهی از منکر بیان می گردد. سپس به عناوین فقهی در باب امر به معروف و نهی از منکر پرداخته شده است؛ از جملۀ این عناوین: وجوب امر به معروف و نهی منکر در مقابل حرمت امر به منکر  و نهی از منکر، مسئلۀ امر به منکر و نهی از معروف که از خصوصیّات منافقین و منافقات است و تظاهر به منکر که به اصطلاح استاد، حرام دو آتشه است.

بحث اصلی، پیرامون این سؤال است: چه زمانی در جامعۀ اسلامی معروف، منکر و منکر، معروف می گردد؟

امر به معروف و نهی از منکر، از واجبات دینی است و اگر به این احکام اسلامی در جامعه عمل نشود، جامعه به جایی می رسد که در آن معروف، منکر و منکر، معروف می گردد. یکی از علل ایجادکنندۀ این وضعیت در جامعه، بدعت است. بدعت در لغت به معنای «نوآوری و جا به جا کردن است» در اصول فقه اینگونه تعریف شده است: وارد کردن چیزی که از دین نیست در دین به گونه ای که جزئی از دین محسوب شود. در قرآن و روایات به این پدیده در دین اشاره شده است که استاد گرانقدر به شکل دقیق و قدم به قدم به تبیین این آیات و روایات پرداخته اند.

روایات پیرامون بدعت به سه دسته تقسیم می شوند: 1. روایاتی که به اصل بدعت پرداخته اند. 2. وظیفۀ علما در باب بدعت گزاران 3. وظیفۀ کل جامعۀ اسلامی در برابر بدعت گزاران

دستۀ اوّل روایات، علّت به وجود آمدن بدعت، تعریف آن و ویژگی‌های بدعت گزاران را بیان می کند. در دستۀ دوّم روایات، لحن شدیدتر شده و مخاطب این روایات علمای دینی هستند. دستۀ سوّم روایات به تبیین وظیفۀ عامّۀ مردم در برابر بدعت گزاران می پر دازند.

پس از بررسی آیات و روایات پیرامون بدعت، سرانجام و عاقبت بدعت گزاران مطرح می شود. مجازات اهل بدعت بر اساس روایات، سخت تر از مجازات مشرکان و کافران است. علت این امر اثرات شدیدی است که بدعت گزار بر زندگی انسان ها می گذارد، که استاد گرامی از آن به موت ابدی تعبیر می کنند. ایشان در ضمن حدیثی از امام صادق(ع) به صورت مفصّل این موت ابدی را تبیین می نمایند.

عامل دوّم که سبب می شود معروف منکر و منکر معروف شود؛ قول به غیر علم است؛ یعنی فتوا دادن در باب احکام دین بدون داشتن علم یا بدون دلیل علمی. در ضمن این بحث، استاد گرامی پیرامون تقلید کردن و ضرورت تقلید کردن مطالبی را عنوان می نمایند و تعریفی جدید را از تقلید ارائه می نمایند. بنابر نظر ایشان، تقلیدِ مقلّد نتیجۀ اجتهاد اوست. در باب این امر که در تقلید به چه کسی باید رجوع کرد، بر اساس روایات به دو گروه اشاره می کنند، که وظیفۀ ما تقلید از این دو گروه است.

عامل سوّم، شبهه افکنان هستند؛ یعنی کسانی که با اهداف شیطانی و با اغراض نفسانی اقدام به مطرح کردن شبهه می کنند تا مردم را از راه حقّ دور نمایند.

در آخر، عامل چهارم مثله‌کنندگان مراتب امر به معروف و نهی از منکر هستند؛ کسانی که با بی اهمّیّت و بی اثر نشان دادن این فریضۀ الهی، سعی بر متوقّف کردن این امر حیات بخش دارند.

بنابر روایات، امر به معروف و نهی منکر سبب آبادانی  شهرها، امن شدن راه ها، اجرای عدالت و رو به راه شدن تمام کارها می شود، معظّم له(ره)با توجّه به این امر مهم، سعی در تبیین صحیح این فریضه و احیای آن نموده اند. امید است با مطالعۀ این کتاب و عمل به دستورات آن، گامی مؤثّر در احیای این واجب فراموش شده برداریم.

[1]. سورۀ مبارکۀ آل عمران، آیۀ 110

 

[2]. نهج‌البلاغه، حکمت 374

 

دروس این کتاب

1967- بدعت 1
1968- بدعت 2
1969- بدعت 3
1970- بدعت 4
1971- بدعت 5

نظرات کاربران

اشتراک
ایمیل برای
guest
بازخوردهای درون متنی
مشاهده همه دیدگاه‌ها
سبد خرید
0
نظری دارید؟ لطفاً آن را ثبت کنید.x