عزت بیرونی

از نظر بیرونی، مؤمن نباید سلطۀ غیرخدا را بپذیرد. مؤمن غیر از سلطۀ الهیّه، هیچ سلطه ای را نمی پذیرد. اگر سلطه از ناحیۀ خدا باشد، آن را می پذیرد؛ کما اینکه دربارۀ اطاعت از وُلاهامر، هیچ سرپیچی ندارد و کاملاً مطیع است؛ نمونه های تامّ این اطاعت از ولیّ امر هم در کربلا وجود داشت. امّا اگر بحث دربارۀ سلطۀ غیرالهیّه باشد، هیچ گاه خودش را تحت فرمان غیرخدا قرار نمی دهد.
این مطلب، جزء معارف ریشه ای ما است که هم در قرآن آمده و هم در سنّت به آن تصریح شده است. آیۀ قرآن کریم می فرماید: (وَلن یَجعلَ اللّٰهُ لِلْکاٰفِرٖینَ عَلَى الْمُؤمِنٖینَ سَبٖیلًا)؛ خداوند اجازه نداده که مؤمن در برابر کافرین خوار شود و تحت تسلّط آنان قرار بگیرد. من نمی خواهم اینجا تفسیر بگویم، ولی به طور مختصر اشاره می کنم که این عدم تسلّط کفّار بر مؤمنین در دو رابطه مطرح است: هم از نظر درونی و برهانی و هم از نظر ظاهری و حکومتی؛ یعنی نه هیچ وقت کافری می تواند از نظر استدلالی بر یک مؤمن غلبه یافته و او را محکوم کند و نه هیچ گاه می تواند مؤمنی را تحت حکومت خود بگیرد. پس عدم سلطۀ کافر بر مؤمن در دو رابطۀ تعقّلی و خارجی مدّ نظر است. در روایت هم آمده است: «الْإِسْلَامُ یَعْلُو وَ لَا یُعْلَى عَلَیْهِ»؛ اسلام برتری می یابد و چیزی بر آن چیرگی و علوّ ندارد؛ لذا مؤمن، هیچ گاه سلطۀ کافر را نمی پذیرد. به تعبیر دقّت کنید؛ «نمی پذیرد»؛ یعنی هیچ گاه دلش راضی نمی شود که زیر سلطۀ کافر باشد.

از دستۀ بیشتر بخوانید
اشتراک
ایمیل برای
guest
0 نظر
بازخوردهای درون متنی
مشاهده همه دیدگاه‌ها
سبد خرید
0
نظری دارید؟ لطفاً آن را ثبت کنید.x