فهم حقّ فطری است

در باب شناسایی حقّ و تصدیق حقّ شوم. پذیرش حقّ، امری است که هیچ زحمتی نمی خواهد؛ یعنی چون انسان مفطور به آن است و حقّ، آمیختۀ به هستی انسان است، پذیرش و تصدیق آن هم که امری درونی است، بدون زحمت است. چون حقّ یک امر فطری است، زمانی که به انسان عرضه شود، بی برو برگرد انسان حقّ را می‌پذیرد؛ امّا مشکل اینجا است که نفس، نمی‌گذارد انسان با زبان به حقّ اعتراف کند و از نظر عملی طبق آن رفتار نماید. مشکل از ناحیۀ «نفس» است نه فهم حقّ. در حقّ، هیچ ابهامی نیست و به محض اینکه به عقل عرضه شود، انسان آن را می پذیرد و تصدیق می کند، امّا نفس است که ابا دارد. پذیرش عقلی هست، مشکل اینجا است که نفس با حقّ سازگار نیست. البتّه اعتراف زبانی آسان تر است تا مسئلۀ عمل کردن به حقّ.

اشتراک گذاری در facebook
فیسبوک
اشتراک گذاری در google
گوگل+
اشتراک گذاری در twitter
توئیتر
اشتراک گذاری در linkedin
لینکداین
اشتراک گذاری در whatsapp
واتساپ
اشتراک گذاری در telegram
تلگرام
اشتراک گذاری در email
ایمیل
اشتراک گذاری در print
چاپ

دیدگاه بگذارید

avatar
  اشتراک  
ایمیل برای