ذکر توسل به حضرت علی اصغر (علیه السلام)

 مطلبی است که اگر شفعاء در قیامت بخواهند شفاعت بکنند، آیا آنها هم هدیه­ای به خدا تقدیم می­کنند یا نه؟ بزرگ­ترین، با عظمت ­ترین و با ارزش­ترین هدیه‌ای که خدا عطا فرموده و عطیه او به ما انسان­هاست عبارت از دین حق و اعتقاد به ولایت و امامت بود. اینها به تعبیری عطیه الهی است. چه  بسا همین­جا آدم زود بتوانتد روابط را پیدا کند؛ یعنی ولایت امام‌علی(علیه السلام) عطیه الهی و هدیه  الهی است. ولایت امام‌حسن(علیه السلام) و ولایت امام‌حسین(علیه السلام) هدیه الهی است. ولایت امام‌ زمان؟عج؟ عطیه و هدیه ­ای الهی است. انسان نمی‌تواند این هدیه‌های الهی را ارزیابی مادی بکند. ارزش این هدیه‌ها بی­نهایت است. چرا؟ چون مُهدی بی­نهایت است. این اولیاء عطیه و هدیه­ های الهی هستند و همین­ ها هم در قیامت شفعا هستند. آیا این­ها در قیامت برای شفاعت هدیه ­ای هم تقدیم حضرت حق می­ کنند یا نه؟ به تعبیر دیگر می­ شود گفت عطایای شفعاء خودشان باشند.

ما این مطلب را داریم که وقتی حضرت‌زهرا(علیها السلام) در قیامت بیاید و بخواهد شفاعت کند، صحرای محشر را به هم می­ ریزد و محشر می­ کند. این­طور که در بعضی­ از نقل­ها داریم اون شش ماهه سقط شده­اش رو روی دست می­ گیره. دوستان امشب شب جمعه است. شب جمعه اول سال و ماه قمری است. در نظرم بود که در خانۀ باب الحوائجی بروم که چه بسا امام‌حسین(علیه السلام) او را در روز قیامت به پیشگاه خداوند عرضه کند. به ظاهر کوچک است. شش ماهه است. اما این هدیه ­ای که امام‌حسین(علیه السلام) تقدیم خدا کرد، خیلی بزرگ است و عظمت دارد. توسلم به علی‌اصغر(علیه السلام) است.

در مقاتل مختلف می­ نویسند امام‌حسین(علیه السلام) در روز عاشورا دید همه اصحاب شهید شدند. همه جوان­ ها شهید شدند. از بنی هاشم کسی باقی نمانده است به حسب ظاهر بتواند روی پا به میدان بیاید. در آن موقع بود خود امام‌حسین(علیه السلام) شخصاً می ­خواست عازم شود و به میدان برود. خودش آراسته رزم بود. لباس رزم به تن کرده بود. یک وقت صدای طفلش بلند شد. من نمی ­دانم که امام‌حسین(علیه السلام) از علی اصغر چه شنیده و او چه می­گفت. خدا می ­داند که سخن چه بوده است. دارد امام‌حسین(علیه السلام) دم خیام حرم آمد. « فَتَقَدَّمَ‌ إِلَى الْخَیْمَهِ وَ قَالَ لِزَیْنَبَ نَاوِلِینِی وَلَدِیَ الصَّغِیرَ حَتَّى أُوَدِّعَه‌»؛ فرمود زینب(علیها السلام)! خواهرم! بچه شیرخواره مرا بیاور تا من با او وداع کنم. اگر کسی بخواهد از این جمله استشمام کند که امام‌حسین(علیه السلام) از صدای علی اصغر و ناله او چه به دست آورده است، چه بسا اینطور استنباط کند که مثلاً فریاد می­ کرد: پدر داری می ­روی و از من خداحافظی هم نمی­ کنی؟! چون امام‌حسین(علیه السلام) به خواهرش حضرت‌زینب(علیها السلام) می­ فرماید: بچه شیرخوار را بیاور که می­خواهم با او خداحافظی و وداع کنم. امام‌حسین(علیه السلام) اول لباس­ های رزم را از تنش بیرون کرد و لباس عادی بر تن کرد. حتی در بعضی از نقل­ها دارد عمامه پیغمبر را به سر مبارکش گذاشت. طفل را در مقابل لشکر آورد. روی دست بلند کرد. فرمود « فَاِنْ لَمْ تَرْحَمُونِی فَارْحَمُوا هَذَا الطِّفْلِ»؛ اگر به من رحم نمی­کنید، به این شیرخواره رحم کنید. « أ مَا تَرَوْنَهُ کَیْفَ یَتَلَظّی عَطَشاً»؛ آیا نمی­بینید چگونه از تشنگی بی­تابی می­کند؟ « فَبَیْنَمَا هُوَ یَخَاطَبَهُمْ»؛ در همین هنگام که امام‌حسین(علیه السلام) با آنها صحبت می­کرد: «اِذْ رَمَاهُ حَرْمَلَهُ ابْنُ کَاهِلِ الاَسَدِی بِسَهْمٍ لَهُ ثَلَاثُ شُعُبٍ فَذُبِحَ الطِّفْلُ مِنَ الاُذُنِ اِلَی الاُذُنِ».

Share on facebook
فیسبوک
Share on google
گوگل+
Share on twitter
توئیتر
Share on linkedin
لینکداین
Share on whatsapp
واتساپ
Share on telegram
تلگرام
Share on email
ایمیل
Share on print
چاپ

پیام بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

7 − پنج =