لحظه مرگ و بروز علایق انسان

در روایتی از پیغمبراکرم(ص) است که حضرت می فرماید: «اِنَّ الرَّجُلَ لَیعمَلُ بِعملِ أهلِ الجنَهِ خَمسینَ سنهً»؛ شخص در این دنیا پنجاه سال اعمالی انجام می دهد که عمل بهشتیان است؛ نماز می خواند، روزه می گیرد و امثال این ها. «حَتى لَا یَبقَى بَینَه وَ بَینَ الجنهِ إلا فَوَاقَ نَاقَهٍ»؛ به مقداری که پیش خود فکر می کند که فاصله ای بین او و بهشت نیست، مگر به مقدار آن فاصله ای که شخص شیر را از پستان حیوانی می دوشد. بین بسته شدن و باز شدن دست چه مقدار فاصله است؟ چقدر فاصله است که انسان مکرّر و تند تند، دستش را باز و بسته کند؟ «فواق ناقه» هم به معنای فاصلۀ بین دست است و هم مدّت آن، هر دو در لغت هست. یعنی فکر می کند که فاصله اش با بهشت این قدر کم است که اگر بمیرد، بلافاصله در بهشت است. «فَیَختِمُ لَه بِما سَبَق به الکِتاب»؛ امّا غفلت کرده است. انسان نباید خیال کند که خاتمۀ زندگی اش فقط به آن اعمال صالحش بوده؛ آنچه سرنوشت ساز است، آن چیزهایی است که در گذشته در نامۀ عمل انسان ثبت شده است. تنها نمازها و روزه ها جلوه نمی کند؛ بلکه اعمال دیگر هم هست. نعوذبالله معصیت هایی هم که انسان با آن ها یک رابطۀ دوستانه داشته، جلوه گر می شوند. لحظۀ مرگ، یک لحظۀ حسّاسی است؛ لحظۀ عبور از مرز است و باید دید که در حالت عبور از این مرز، این قلب چه حالتی دارد؟ با همان حالت است که با او حساب می‌شود.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.